حر فهایست ب اندازه رای گفتن و حرفهایست برای نگفتن سرمایه ماورایی هرکسی به اندازه حرفهایست که برای نگفتن دارد؟
کسی میگویید اری به تولد من به زندگیم به بودنم به ناتوانیم به مرگم و از انتظار شنیدن پاسخ من خسته نمی شود

ساده است نوازش سگی ولگرد شاهد ان بودن که چگونه زیر غلتکی وگفتن این که سگ من نبود ساده از ستایش گلی چیدنش و از یاد بردنش که گلدان را اب باید داد ساده است بهره جویی از انسانی!!دوست داشتنش بی احساس عشقی و گفتن اینکه دیگر نمیشناسمش باری زیستن سخت ساده است