-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 خردادماه سال 1386 18:02
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 28 فروردینماه سال 1385 21:47
دلتنگی های ادمی را با ترانه ای میخواند رویاهایش را اسمان پر ستاره نادیده میگیرد و هر دانه برفی و اشکی نریخته میماند سکوت سر شار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده اعتراف به عشقهای نهان و شگفتی های بر زبان نیامده در این سکوت حقیقت ما نهفته است حقیقت تو و من!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 3 آبانماه سال 1384 19:45
عشق یعنی لحظه های بی قرار عشق یعنی صبر ، یعنی انتظار عشق یعنی اشتیاق و اضطراب عشق یعنی دلهره ، یعنی شتاب عشق یعنی اشک ، یعنی عاطفه عشق یعنی یادگاری ، خاطره عشق یعنی لایق مریم شدن عشق یعنی با خدا همدم شدن عشق یعنی جام لبریز از شراب عشق یعنی تشنگی ، یعنی سراب عشق یعنی خواستن ، له له زدن عشق یعنی سوختن ، پر پر زدن عشق...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 مهرماه سال 1384 13:43
حر فهایست ب اندازه رای گفتن و حرفهایست برای نگفتن سرمایه ماورایی هرکسی به اندازه حرفهایست که برای نگفتن دارد؟ کسی میگویید اری به تولد من به زندگیم به بودنم به ناتوانیم به مرگم و از انتظار شنیدن پاسخ من خسته نمی شود ساده است نوازش سگی ولگرد شاهد ان بودن که چگونه زیر غلتکی وگفتن این که سگ من نبود ساده از ستایش گلی چیدنش...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 17 شهریورماه سال 1384 09:53
زندگی درست مثل یه بازی مارو پله میمونه یه عده که خوش شانسن تاس خوب میارن و خونه هارو یکی پس از دیگری پشت سر میزارن و یه عده هم مدام تاس بد میارن و مارها هی نیش شون میزنن و مدام از نقطه قبلی هم عقب میرن حالا شما جزوء کدوم دسته هستید مار گزیده ها یا خوش شانسها از بخت یاری ماست شاید انچه میخواهم یا بدست نمیاید یا از دست...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 2 مردادماه سال 1384 18:31
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 2 مردادماه سال 1384 17:52
دلتنگهی های ادمی را به ترانه ای می خواند رویاها یش را اسمان پر ستاره نادیده میگیرد و هر دانه بر فی و اشکی نریخته می ماند سکوت سر شار ازسخنان ناگفته است ازحرکات ناکرده در این سکوت حقیقت ما نهفته است حقیقت تو و من
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 8 تیرماه سال 1384 17:14
ازمرگ هیچ گاه نهراسیدم اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بودهراس من باری همه از مردن در سرزمینیست که مزد گورکن از ازادی ادمی افسون باشد
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 6 تیرماه سال 1384 17:29
پیش از اینکه به تنهایی خود پناه برم از دیگران شکوه اغاز میکنم فریاد بر میکشم ترکم گفتن چرا از خو نمیپرسم ایا کسی را دارم که احساسم را اندیشه و رویایم را با او قسمت کنم؟؟ اغاز جدا سری شاید از دیگران نبود و عشق هفته عشق یعنی لحظه های بی قرار عشق یعنی صبر ، یعنی انتظار عشق یعنی اشتیاق و اضطراب عشق یعنی دلهره ، یعنی شتاب...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 2 تیرماه سال 1384 18:38
دستت را به من بده نامت را به من بگو قلبت را به من بده حرفت را به من بگو دستهای تو با دستان من اشناست ای دیر یا فته با تو سخن میگوییم درخت با جنگل سخن می گوید علف با صحرا ستاره با کهکشان و من با تو سخن می گوییم
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 10 خردادماه سال 1384 17:49
پرواز اعتمادرابایکدیگرتجربه کنیم وگرنه میشکنیم بالهای دوستیمان را بی اعتمادی دریست. خود ستایی بیم چفت بست غرور است . وتهی دستی دیوار است و لولا که در ان محبوس راه خویشیم
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 9 خردادماه سال 1384 18:56
روزت را دریاب با ان مدارا کن ۲۴ ساعت تمام بقدر کفایت وقت هست تا روزی بزرگ شود مگذار هم در پگاه فرو پژمری؟؟
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 9 خردادماه سال 1384 13:09
ساده است نوازشی سگ ولگرد شاهد ان بو دن که چگونه زیر غلتکی میرود و گفتن این که سگ من بود ساده است ستایش گلی و چیدنش و از یاد بردنش که گلدان را اب باید داد ساده است بهره جویی از انسانی دوست داشتنش بی احساس عشقی و گفتن اینکه دیگر نمی شناسمش باری زیستن سخت ساده است